درسنامه آموزشی جامعه شناسی (3) کلاس دوازدهم ادبیات و علوم انسانی
درس 10: افق علوم اجتماعی در جهان اسلام
«تمدن اسلام که وارث فرهنگ قدیم شرق و غرب شد، نه تقلیدکننده صرف از فرهنگهای سابق بود، نه ادامه دهندهٔ محض: ترکیبکننده و تکمیل کننده بود. دورهٔ کمال آن، دوره سازندگی بود؛ ساختن یک فرهنگ جهانی و انسانی. در قلمرو چنین تمدن قاهری، عناصر مختلفی راه داشت: یونانی، هندی، ایرانی و حتی چینی، امّا اهمیت در ترکیب این تمدن است و اساس اسلامی آن، که ارزش جهانی و انسانی دارد. به علاوه، آنچه این تمدن را جهانی کرده، شوق و ارادهٔ کسانی است که خود از هر قوم و ملتی که بودهاند، به هرحال منادی اسلام بودهاند و اسلام، انسانی بود و الهی. نه شرقی بود و نه غربی. جامعهٔ اسلامی هم که وارث این تمدن عظیم بود، جامعهای بود که مرکز آن قرآن بود، نه شام و نه عراق، و با وجود درگیریهایی که طی اعصار بین فرمانروایان آن روی میداد، در سراسر آن یک قانون اساسی وجود داشت: قرآن. در قلمرو جهان اسلام نه مرزی موجود بود نه نژادی، نه شرقی در کار بود و نه غربی. در مصر یک خراسانی حکومت میکرد و در هند یک ترک. غزالی در بغداد کتاب در رد فلسفه مینوشت و ابن رشد در اندلس به آن جواب میداد. تا وقتی جامعهٔ اسلامی در داخل به سبب مدارا و وحدت، از همکاری تمام عناصر جامعه بهره داشت و در خارج با دنیای غیراسلامی مرتبط بود، با قدرت و بنیهٔقوی از نظر جسم و روح میتوانست هرچیز تازه و مطبوع را جذب و هضم کند.»
(عبدالحسین زرین کوب، کارنامهٔ اسلام)
اسلام دین زندگی و حیات است. اسلام دین زمان و مکان خاصی نیست تا حیات بخشیدن آن به قرون و دوران خاصی محدود و منحصر باشد. جهان اسلام با همهٔ فراز و فرودهایش همچنان زنده است. جهان اجتماعیای که آگاهیِ همراه عمل و عملِ توأم با آگاهی دارد، زنده است. این دو ویژگی اساسی، سایر نشانهها همچون همبستگی، تعاون و همکاری، امید و اطمینان، توجه به آینده و برنامهریزی برای آن و نیز واکنش متناسب را بهدنبال میآورد. بهنظر شما ، علائم زنده بودن جهان اسلام کداماند؟
مدارا، مقاومت و عدالت
در درس گذشته آموختید که جهان اسلام با توجه به تعریفی که از دانش علمی داشته، و به تناسب جریانهای فکری و اجتماعی درون خود، علوم و دانشهایی را شکل داده است.

علوم اجتماعی جهان اسلام همواره ناظر به مسائل و نیازهای اجتماعی آن بوده است. یکی از مهمترین شاخههای علوم اجتماعی مسلمانان، علم فقه است. فقه مسائل اجتماعی را توصیف یا تبیین نمیکند اما دربارهٔ چگونگی رفتار اجتماعی مسلمانان و جامعهٔ اسلامی، احکام و قواعدی را مطرح میکند.
جامعهٔ اسلامی با استفاده از این شاخهٔ علم اجتماعی خود، رفتارها و هنجارهای اجتماعی را ارزیابی و نقد مینماید و دربارهٔ آنها داوری میکند.
بهعلاوه، علم فقه نه تنها ویژگیهای جامعهٔ مطلوب و آرمانی را مشخص میکند بلکه راههای برونرفت از وضعیت موجود به سوی وضعیت مطلوب را تجویز میکند. در طول تاریخ، در جهان اسلام مکاتب و مذاهب مختلف فقهی در مواجهه با شیوههای زندگی، نظامهای اجتماعی و به ویژه قدرتهای اجتماعی موجود، فعال بودهاند.
مکاتب و مذاهب فقهی بهرغم تفاوتهایی که با هم داشتهاند، از مشترکات فراوانی هم برخوردار بودهاند.
فقه اسلامی با به رسمیت شناختن تفاوتهای قومی، نژادی، زبانی و فقهی، این تفاوتها را به فرصتی برای شکلگیری امت اسلامی تبدیل کرد.
مدارای اجتماعی با مسلمانان و همهٔ کسانی که به دنبال زندگی صلح آمیزند، دفاع از مرزهای اسلامی در برابر تهاجم متجاوزان، تلاش برای تحقق و گسترش عدالت، از جمله آرمانهای اجتماعی هستند که فقه اسلامی عهدهدار بیان آنهاست.
هماندیشی کنید (صفحهٔ 111 کتاب درسی)
فقه اسلامی
- مسلمانان را موظف به مدارا با یکدیگر میکند.
- مسلمانان را موظف به مدارا با تمام مردم جهان که زندگی صلحآمیز دارند، میداند؛ یعنی مسلمانان نباید با مردم دنیا درگیر شوند.
- مسلمانان را موظف به مقاومت در برابر تهاجم به مرزهای جهان اسلام میداند.
- مسلمانان را موظف به تحقق و گسترش عدالت در جوامع خود و همچنین دفاع از مظلومان و ستمدیدگان جهان میداند؛ یعنی مسلمانان باید بدون درنظر گرفتن نژاد و زبان و مذهب، از مظلوم دفاع کنند.
چگونه میتوان از این ظرفیت فقهی جهان اسلام برای مواجههٔ صحیح مسلمانان با مسئلهٔ فلسطین و حل آن بهره گرفت؟

دو انقلاب در یک قرن
فقه شیعه در ایران همواره نقش مهمی در تعیین نوع رابطهٔ مردم با قدرتهای داخلی و خارجی داشته و در قرن بیستم توانسته است نظریات لازم برای دو انقلاب اجتماعی را پدید آورد: انقلاب مشروطه و انقلاب اسلامی.
|
|
|
در آغاز قرن بیستم، میرزای نائینی با توجه به واقعیتهای اجتماعی ایران با استفاده از فقه، نظام مشروطه را تبیین کرد و امام خمینی با توجه به شرایط اجتماعی پایان قرن بیستم، مسئلهٔ ولایت فقیه و انقلاب اسلامی را طرح نمود. مقبولیت و مرجعیت علم فقه در فرهنگ عمومی جامعهٔ ایران موجب شد که بر اساس این دو نظریهٔ فقهی، دو انقلاب اجتماعی در یک قرن در جامعهٔ ایران شکل بگیرد.
فقه شیعه جامعهای را مطلوب میداند که دارای دو ویژگی است: اول اینکه روابط و ساختارهای آن با مشارکت و همراهی مردم، عادلانه باشد؛ دوم اینکه حاکمان و کارگزاران جامعه نیز عالم به عدالت و عمل کننده به آن باشند؛ یعنی عالم و عادل باشند.
میرزای نائینی در آغاز قرن بیستم و در شرایط آن روز جامعهٔ خود، معتقد بود که ما نمیتوانیم ویژگی دوم جامعهٔ مطلوب را - که مستلزم تغییر نظام پادشاهی است - تحقق ببخشیم ولی میتوانیم ویژگی اول چنین جامعهای را محقق کنیم تا مردم از طریق مجلس، سازمانها و ساختارهای اجتماعی را به گونهای عادلانه شکل دهند.
مطابق این نظریه، مشروطه که مجلس را برقرار میسازد، گرچه نظام مطلوب در زمان غیبت امام معصوم نیست، ولی بهترین نظام ممکن در شرایط موجود آن روزگار است.
میرزای نائینی در این نظریه، بر حمایت مردم از تشکیل مجلس در نظام مشروطه، تأکید میکند. از نظر او مشروطه به معنای مشروط کردن حاکمان و حکومتی است که در چارچوب مقررات عادلانهٔ مجلس عمل کند؛ یعنی مردم در مشروطه با کمک مجلس شورا، ویژگی اول نظام اسلامی را محقق کردند.
در پایان قرن بیستم، امام خمینی در ادامهٔ تلاش و مبارزه برای تشکیل جامعهٔ مطلوب به این نتیجه رسید که مردم ایران میتوانند با مشارکت و حضور فعال خود، جامعهای ایجاد کنند که هر دو ویژگی جامعهٔ مطلوب را داشته باشد؛ یعنی هم قوانین آن عادلانه باشند و هم مجریان این قوانین از دو شرط علم و عدالت برخوردار باشند.
مردم در این جامعه از طریق مجلس شورای اسلامی و مجلس خبرگان در تحقق بخشیدن به نظام مطلوب در عصر غیبت مشارکت میکنند.
مجلس شورای اسلامی با مشارکت نمایندگان مردم موظف است شرط اول را محقق کند. مجلس خبرگان نیز موظف است شرط دوم را تحقق بخشد؛ یعنی رهبر جامعه را بر اساس معیارهای اسلامی شناسایی و معرفی کند و بر عملکرد او نظارت نماید.
گفتوگو کنید (صفحهٔ 115 کتاب درسی)
نیکی کدی، پژوهشگر آمریکایی، باتوجه به دو انقلابی که طی یک قرن، یعنی قرن بیستم، در ایران واقع شده، مقالهای دربارهٔ ایران با این عنوان نوشته است: «چرا ایران کشوری انقلابی است؟»
دربارهٔ این پرسش گفتوگو کنید.
ویژگیها و ظرفیتهای علوم اجتماعی جهان اسلام
عالمان مسلمان در دوران معاصر در توصیف و تبیین وضعیت کنونی جهان اسلام مطالب زیادی نوشتهاند. آنها پس از آشنایی با علوم اجتماعیِ جهان متجدد، برای شناخت مسائل اجتماعی از نظریات جدید هم کمک گرفتهاند.
این تعامل با علوم اجتماعی مدرن میتواند زمینهٔ طرح نظریات جدید را فراهم آورد. در عین حال، به متفکران مسلمان امکان میدهد که علوم اجتماعی جهان اسلام را گسترش دهند و علاوه بر توصیف و تبیین مسائل جهان اسلام، مسائل جامعهٔ جهانی را هم تحلیل کنند و برای برون رفت از بحرانهایی مانند بحران آگاهی و بحران معنا راه حل ارائه دهند.
علوم اجتماعی جهان اسلام در مقایسه با علوم اجتماعی جهان متجدد دارای ویژگیهای زیر خواهد بود:
- این دانش متناسب با معنای علم در جهان اسلام است.
- علوم اجتماعی جهان اسلام از منابع و ابزارهای تجربی برای توصیف و تبیین مسائل اجتماعی استفاده خواهد کرد، ولی تبیینهای علمی جهان اسلام به شناخت تجربی محدود نمیشود و از منابع عقلانی و وحیانی نیز استفاده میکند.
- عقلانیت مورد استفاده در جهان اسلام علاوه بر آنکه با دادههای حسی و تجربی و همچنین با هنجارها و ارزشها و آرمانهای فرهنگی، اجتماعی و تاریخی پیرامون خود تعامل فعّال دارد آنها را مورد ارزیابی انتقادی قرار میدهد.
- عقلانیت در جهان اسلام با وجود تعامل با فرهنگ و سنتهای تاریخی محیط خود، ارزشها و اعتبار روشنگرانه خود را از متن فرهنگ و کنشهای عاملان نمیگیرد بلکه عاملان با استفاده از این عقلانیت به گونهای مستقل به ارزیابی فرهنگ و تاریخ مربوط به خود میپردازند.
- عقلانیت جهان اسلام در تولید دانش علمی دربارۀ محیط فرهنگی و اجتماعی نقش محوری دارد ولی همه عرصههای علمی را به تنهایی سامان نمیدهد. بخشی از آن را به کمک حس و تجربه زیسته و بخشی دیگر را با استفاده از وحی سامان میبخشد.
- علم اجتماعی جهان اسلام، علاوه بر تبیین وضعیت موجود جهان اسلام، دربارة وضعیت مطلوب و آرمانی جامعه اسلامی و همچنین جامعه جهانی نیز داوری خواهد کرد و راههای برون رفت از وضعیت موجود به سوی وضعیت مطلوب را شناسایی میکند.
ویژگیهای یاد شده نوعی از علوم اجتماعی را برای جهان اسلام پدید میآورد که دارای کارکردهای زیر است:
1- قدرت فهم، تفسیر و توصیف پدیدههای اجتماعی را دارد.
2- توان تبیین و شناخت علل شکلگیری و پیدایش پدیدههای اجتماعی را دارد.
3- دربارهٔ ارزشها، هنجارها و آرمانهای فرهنگهای مختلف میتواند داوری کند.
4- دربارهٔ جامعه آرمانی سخن میگوید.
5- با توصیف و تبیین وضعیت موجود راههای برون رفت از وضع موجود را به سوی جامعه مطلوب شناسایی میکند.
نمونه بیاورید (صفحهٔ 118 کتاب درسی)
در درس قبل آموختید که گاهی عقل را در معنای عام بهکار میبریم که هرگونه تلاش ذهنی و علمی را شامل میشود؛ امّا گاهی عقل را در معنای خاص کلمه و فقط برای نوع خاصی از تفکر بهکار میبریم. عقل در معنای خاص، قوهای است که انسان به کمک آن حقایق و قواعد جهان را میشناسد و براساس موضوع مورد مطالعهٔ خود به اقسامی تقسیم میشود:
- عقل نظری: واقعیتهایی را که مستقل از آگاهی و ارادهٔ انسان وجود دارند، شناسایی میکند و علومی مانند فلسفه، ریاضیات و طبیعیات را پدید میآورد. برای مثال قانون علیت در فلسفه یا قانون جاذبهٔ زمین در فیزیک با این عقل شناخته میشوند.
- عقل عملی: واقعیتهایی را که با آگاهی و ارادهٔ انسان بهوجود میآیند، مانند ارزشها و آرمانها، شناسایی میکند؛ مثلا خوبی عدالت و بدی ظلم را میشناسد. این عقل، علوم انسانی و اجتماعی را پدید میآورد.
تلاش کنید برای استفاده از عقل نظری و عقل عملی نمونههای دیگری ذکر کنید.
| عقل نظری | عقل عملی |
| در طبیعت و جامعه هیچ رخدادی، خود به خودی و بدون علت رخ نمیدهد. ....................................................................................................................... |
هرگز جامعهای بدون تأمین میزانی از عفت، شجاعت، حکمت و عدالت روی سعادت دنیوی و اخروی را نخواهد دید. .................................................................... |
گفت وگو کنید (صفحهٔ 118 تا 119 کتاب درسی)
در جدول زیر علوم اجتماعی جهان متجدد و علوم اجتماعی جهان اسلام مقایسه شده است؛ در مورد تعامل این دو دسته علوم با یکدیگر گفتوگو کنید.
| علوم اجتماعی جهان متجدد | علوم اجتماعی جهان اسلام |
| تبیینی | از سطوح مختلف عقل استفاده میکند و تبیین را به تبیین تجربی محدود نمیداند. |
| تفسیری | تفسیر را نوعی تبیین و استدلال عقلانی میشمارد و به همین دلیل تفسیر و تبیین در تقابل با هم قرار نمیگیرند. |
| انتقادی | از ظرفیت جهان شمول عقل نظری، عقل عملی و وحی برای داوری ارزشها استفاده میکند. |
- اندیشمندان مسلمان با شناخت تفاوت پدیدههای اعتباری و پدیدههای تکوینی، علوم اجتماعی را شبیه علوم طبیعی نمیدانند؛ به همین دلیل علوم اجتماعی آنان از نوع تبیینی نیست.
- آنان دانش علمی را به دانش حسی و تجربی محدود نمیکنند. از اینرو، برخلاف رویکرد تفسیری، تفسیر را در تقابل با تبیین نمیدانند بلکه هر تفسیری را نوعی تبیین به شمار میآورند؛ زیرا تفسیر را هم نیازمند استدلال میدانند.
- رویکرد انتقادی برای داوری دربارۀ ارزشها به معیار جهانشمولی که فراتر از محصولات اجتماعی و تاریخی انسانها باشد دسترسی ندارد. اندیشمندان مسلمان برای داوری دربارهٔ ارزشها از ظرفیت عقل نظری، عقل عملی و وحی بهره میبرند. از نظر آنان تبیین، تفسیر و تجویز، استدلالهای ویژهٔ خود را دارند و در هر سه سطح، پژوهشگر اجتماعی بهدنبال کشف واقعیتها و حقایق است.
مفاهیم اساسی (صفحهٔ 120 کتاب درسی)
- علوم اجتماعی جهان اسلام، تمدن اسلام، جامعهٔ اسلامی، فقه، مکاتب فقهی، آرمانهای فقه اسلامی، انقلاب مشروطه، انقلاب اسلامی، عقلانیت جهان اسلام و کارکردهای جهان اسلام.
خلاصه کنید (صفحهٔ 120 کتاب درسی)
علوم اجتماعی جهان اسلام دربارهٔ جامعهٔ آرمانی سخن میگوید.
علم فقه در زمینهٔ علوم اجتماعی به اموری مانند قواعد رفتار اجتماعی مسلمانان، ارزیابی، نقد و داوری جامعهٔ اسلامی، ویژگیهای جامعهٔ آرمانی، میپردازد.
علوم اجتماعی جهان اسلام ویژگیهایی مانند استفاده از تمام ابزارهای علمی، اهمیت دادن به عقلانیت، قضاوت و داوری وضع موجود و ارائه راهکار برای رسیدن به وضعیت بهتر و مطلوب است.
علم فقه یکی از مهمترین شاخههای علوم اجتماعی مسلمانان است.
آنچه از این درس آموختیم (صفحهٔ 120 کتاب درسی)
همچنین جهان اسلام به مسائل اجتماعی توجه خاصی داشت. علوم اجتماعی اسلامی ویژگیها و ظرفیتهای متعددی مانند عقلانیت، داوری و ارائه راهکار و ... دارد که منجر به تشکیل جهان اسلام با راهکاریهای متنوع و در جهت آزاد کردن آن ویژگیها شده است.


